امام حسن عسگری ( علیه السلام)

ابو محمد حسن بن علی بن محمد (۲۳۲–۲۶۰ ه.ق. - ۸۴۶–۸۷۴ م) ملقب به ابن الرضا و معروف به عسکری بود. او و پدرش امامین عسکریین نامیده می‌شوند زیرا شهری (سامرا) که در آن مجبور به زندگی بودند، در واقع یک اردوگاه نظامی بود. حسن عسکری یازدهمین امام شیعیان دوازده امامی پس از پدرش هادی و قبل از پسرش مهدی است.

تولد و سالهای اولیه زندگی

ولادت حسن عسکری به سال ۲۳۱ یا ۲۳۲ هجری قمری در مدینه رخ داده استمنابع معتبر اتفاق نظر دارند که وی در مدینه متولد شده است و به نوشته احمد پاکتچی گزارش منابعی نظیر ابن شهرآشوب و ابن حاتم عاملی که وی متولد سامرا دانسته‌اند، نادرست است البته برخی نظیر دوایت دونالدسون در این موضوع تردید کرده و گفته‌اند، ولادت وی مصادف با زمانی است که متوکل، خلیفه عباسی، به پدرش هادی مظنون شده بود و قصد داشت او را به همراه خانواده اش از مدینه به سامرا منتقل کند تا از نزدیک او را زیر نظر داشته باشد. از اینرو معلوم نیست آیا حسن عسکری در مدینه متولد شده یا سامرا. البته ویلفرد مادلونگ، تاریخ ورود علی هادی و خانواده اش به سامرا را ۲۳ رمضان سال ۲۳۳ هجری (۱ مه ۸۴۸ میلادی) می‌داند. شیخ مفید این تاریخ را جمادی الثانی ۲۴۳ قمری (اکتبر ۸۵۷) ذکر می‌کند، که به نظر مادلونگ نادرست است. همچنین هانس هالم تاریخ عزیمت حسن عسکری به همراه پدرش به سامرا را ۲۳۳ یا ۲۳۴ هجری می‌داند. بدین ترتیب، حسن عسکری اغلب سال‌های عمرش را در سامرا زیست و جز یک بار برای سفر به مکه به قصد حج، این شهر را ترک نکرد.

در سامرا حسن بیشتر وقتش را صرف تعلیم قرآن و شریعت کرد و به گفته دونالدسون ممکن است در آنجا به زبان آموزی هم اشتغال داشته، چون در سالهای بعد قادر بود با هندی‌ها به زبان هندی صحبت کند، با ترکها، ترکی و با ایرانیها فارسی سخن بگوید.[۲۷] به اعتقاد شیعیان، اما، توانای سخن گفتن به تمام زبان‌های بشری بوسیله خداوند به ائمه داده شده است.

بنا بر منابع شیعی، وی حتی در دوران کودکی از علم الوهی برخوردار بود. روزی مردی او را، که کودکی بیش نبود، در حال گریه دید. مرد برای فرونشاندن گریه اش گفت که برایش اسباب بازی خواهد خرید تا با آن بازی کند. عسکری پاسخ داد "ما برای بازی خلق نشده‌ایم." مرد گفت "پس برای چه خلق شده‌ایم؟" عسکری پاسخ داد: "برای عبادت و دانش اندوزی". مرد گفت این پاسخ را از کجا آورده است. عسکری آیه‌ای از قرآن را خواند که" آیا پنداشته‌اید که شما را بیهوده آفریده‌ایم" (قرآن ۲۳:۱۱۵) مرد که تعجب کرده بود گفت "مگر کودک معصومی مثل تو چه کرده که باید برای آن گریه کند؟" عسکری گفت: "از من دور شو! مادرم را دیده‌ام که هیزمها را آتش می‌زند در حالی که آتش شعله ور نمی‌شود مگر اینکه اول تکه‌های کوچک هیزم آتش بگیرد. ترسم این است که من از تکه‌های کوچک هیزم جهنم باشم.

مادر عسکری، مثل مادر بسیاری از ائمه شیعه، از بردگان آزاد شده‌ای بود که بعد از تولد فرزندانش «ام ولد» (مادر فرزندان) نامیده شد. اسم خودش «حدیث» بود گرچه اسامی سوسن، غزال و سلیل هم برایش ذکر شده است . عسکری برادران دیگری هم داشت از جمله جعفر که به جعفر کذاب یا جعفر ثانی معروف شد. برادر دیگرش حسین نام داشت که به همراه حسن و به یاد دو جدشان حسن و حسین که سبطین نامیده می‌شدند، سبطین نام گرفتند. کنیه عسکری ابومحمّد و القابش صامت، زکی، خالص، نقی، هادی، رفیق است او در بین شیعیانش به ابن الرضا (فرزند رضا، امام هشتم شیعیان) معروف بود. وی همانند پدرش لقب عسکری داشت و این لقب از عسکر سامرا گرفته شده‌است.

شهادت امام حسن عسگری  (ع )


شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند. در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی  حضرت امام حسن عسگری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد. یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند .

این کارها را برای  آن می کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود. بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او می کردند ... .

این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدین جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند.

به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع ) و حضرت موسی  (ع ) تکرار می شد. حتی قابله هایی  را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی  کنند.  اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد. باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد ، از کردار زشت خود پشیمان شد. بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در میان بود ، برای معالجه فرستاد.

البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری  داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود. بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری  (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست. مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند.

 

تلفن رزرو تــور :

تهران: 021-25917955
مشهد: 051-38095
تبریز: 021-25917955
مشاوره: 09198906503

 

انتخاب تورکربلا بر اساس فاصله تا حرم